السيد الطباطبائي

628

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

« زمان » وابسته مىشود ؟ گويا مرحوم طباطبائى زمان را يك چيز مستقل و غير از تغيير ، مىداند بينشى كه امروز بطلان آن براى همه دانشمندان مسلّم است . 5 - مى فرمايد : « فساد اين فرضيه در اين عصر روشن شده است » . بايد گفت : فساد دو فرضى ديگر شان نيز روشن شده است : يك : آنان نور را يك شيئ مجرّد مى دانستند . در اين عصر اثبات و واضح شده است كه نور ماده و مادى است . و با بطلان اين نظريه شان ، آن عالم بزرگ كه به عنوان « عالم مجرّدات » ساخته بودند ، همگى داغان و متلاشى گشته است . زيرا بهانه شان يك تمثيل بود از نور . دو : پايه سوم شان ، « عكس در آئينه » بود . مى گفتند : عكس كه در آئينه مى افتد ، عدم نيست يك شيئ است . و چون ماده ندارد پس مجرّد است . اما در اين عصر واضح شده كه عكس در آئينه مانند عكس در فيلم و كاغذ ، چيزى نيست غير از انعكاس نور كه آن هم مادّى است . اين درخت خيالى مجرّدات ، سه ريشه خيالى داشت كه هر سه موهوم در آمده ، اما چرا صدرويان ما از آن دست بر نمى دارند ؟ براى اين كه دشمن در اين عصر ، زمانى با هنرى كربن ها و اينك با تشكيل كنگره ارسطو در يونان و دعوت از صدرويان ما به آن ، ما را به اين جهات ، تشويق مىكند تا همچنان از هستى شناسى و جهان بينى مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) ، غافل بمانيم . در حالى كه خودشان ارسطو و بينش ارسطو را به آرشيو تاريخ سپرده اند . 6 - آخرين فرمايش علامه طباطبائى كه مى فرمايد « با اين همه ، كل اين حديث ، مردود نيست » ، يك سخن صحيح و زيبا است ؛ يعنى بالاخره يك اشكال و نقصى توسط يكى از راويان يا يكى از نسخه برداران ، در آن ايجاد شده است . زيرا وجود عدم نمى شود . و نيز جريان عمومى آيات و احاديث و مكتب ، مسلّم مى كنند كه روح ها تا روز محشر و پس از آن نيز زنده هستند .